صفحه (ب) =با  (آش)     =با ایمان  (مومن)=بائس  (بینوا- نیازمند)=باب ( در )=باب روز(مد- آلامد)=بابزن  (سیخ کباب)=باباغوری  (چشمی که ترکیده و مردمکآن بیرون آمده باشد)=بات  (برنده- قاطع)=باتری-باطری  (آتشبار)=باتلاق (خلاب- منجلاب- آبگند- لجن زار)=باتلاق زاینده رود  (گاوخونی)=باتالیون  (دسته - گروه- گردان)=باتون  (چوبدست- عصا- چوبدست پاسبانان)=باج ( ساو- خراج- مالیات )=باج گیری  (اخاذی)=باجناق (همریش- هم زلف)=باجه  (روزنه- گیشه- دریچه)=باجی  (خواهر- همشیره)=باحور  (گرما در تابستان)=باختن (بای)=باخسه (حجام - ریشتر)=باخه (لاک پشت)=بادام (لوز)=بادام بن  (درخت بادام)=بادام زمینی  (آراشید)=بادامه  (پیله ابریشم)=باد اندک  (رش)=بادبادک  فرنگی  (کایت)=بادبان  (خیمه کشتی- گریبان- سر آستین) =بادبان کشتی  (جل)=باد برین  (باد صبا)=باد پا  (تندرو)=باد پروا  (دریچه- بادگیر- باد خن)=باد خنک  (نسیم- ایاز)=باد دبور  (بادی که از جنوب غربی بوزد) =بادر  (کاهو)=باد ریزه  (رش)=باد زهرآگین  (سموم)=باد سرد  (زم- زمهریر)=باد شدید همراه با باران (دمه)  =بادفر (گلایدر- فرفره- بادزن)=باد قبله  (جنوب)=بادکش  (تنوره- بادگیر)=باد کم  (رش)=باد گرم تابستان  (بارح)=باد گرم جنوبی  (شره)=بادمجان (انب)=باد نامساعد (نکبا)=باده  (شراب- می)=بادی که از مغرب وزد  (دبور)=بادیه  (صحرا- بیابان)=باذل (بذل و بخشش کننده)=با دلیل و برهان (مبرهن)=باران اندک ( رش- رشن )  =باران بهاری(وسمی)=باران تند و شدید (وابل)=باران ریز(طل)=بارانی نمدین  (لباده)=بارح  (باد گرم- شب گذشته)=بارد  (سرد - خنک)=بارز  (نمایان - آشکار- ظاهر)=بارق  (درخشان- تابان- برقدار- برق زننده)=بارگی  (اسب- باره)=بارگین  (آبگیر- تالاب-آبریز- منجلاب)=بارم  (ریز نمرات)=بارو  (دیوار قلعه- حصار- باره)=بارومتر  (میزان الهواء- هواسنج)=بارون  (یکی از القاب اشراف اروپایی در قدیم)=باره   (دیوارقلعه- حصار- بارو)=باره  (کرت- مرتبه- دفعه)=باره  (اسب- بارگی)=بارها و دفعات  (کرات)=باره بند  (اصطبل - طویله)=باریدن  (بارش)=باریک  (دق )=باریک بین  (دقیق- زیرک- کنجکاو)=باز   (وا- گشوده)=بازار (سوق)=بازار یاب  (ویزیتور)=بازار یا پاساژ سقف دار  (ساباط)=بازالت  (مرمر سیاه - سنگ محک)=باز بینی و کنترل کردن  (وارسی)=باز دارنده و مانع (رادع- عایق)=بازداشتن  (نهی)=بازرگان (ارتاق- تاجر- سوداگر)=بازسازی  (مرمت- ترمیم)=باز ستدن  (استرداد)=باز شکاری (ترلان- ورکا)=بازغ  (روشن- تابان- طلوع کننده)=باز کاویدن از چیزی (ندش)=بازگشت  (ماب- عود- مراجعت)=بازو و آرنج  (ذراع)=بازی تخته (نرد)=بازی قدیم قهوه خانه ای (ترنا)=بازیکن آزاد در والیبال  (لیبرو)=بازیکن میانی فوتبال  (هافبک)=بازیگر آمریکایی کت بالو برنده اسکار 1963  (ماروین)=بازیگر بزرگ سینمای فرانسه  (بینوش)=بازیگر پس از باران  (الماسی)=بازیگر تنوره دیو  (فرزانه کابلی)=بازیگر زن آرامش در میان مردگان  (نورا هاشمی)=بازیگر زن سریال با من بمان  (سولماز غنی)=بازیگر زن سریال ترانه مادری  (هما روستا)=بازیگر زن سریال خاک سرخ  (مهتاب کرامتی)=بازیگر زن سریال فاصله ها  (فاطمه گودرزی)=بازیگر زن فیلم پاتو زمین نزار  (شیلا خداداد)=بازیگر زن فیلم پله آخر  (لیلی حاتمی)=بازیگر زن فیلم سام و نرگس  (اکرم محمدی)=بازیگر زن فیلم عاشق مترسک  (یکتا ناصر)=بازیگر زن فیلم قلقلک  (سحر ولد بیگی)=بازیگر زن ماروپله  (بروفه)=بازیگر زن فیلم میانجی صلح  (نیکول کیدمن)پ=بازیگر زن هالیوودی فیلم جکی کالین  (مگ رایان)=بازیگر زن فیلم هالیوودی فیلم مگس  (جین ادی ویس)=بازیگر زن همدلی  (لیلی موسوی)=بازیگر سریال تاوان  (مریم کاویانی)=بازیگر سریال حلقه سبز  (حمید فرخ نژاد)=بازیگر سریال شوق پرواز  (شهاب حسینی)=بازیگر سریال قابهای خالی  (ناصر هاشمی)=بازیگر سریال قلب یخی  (نسرین مقاتلو)=بازیگر سوار دلاور  (ایوین)=بازیگر عضلانی هالیوود  (ارنولد)=بازیگر فرانسوی اسلحه بزرگ  (دولن)=بازیگر فقید سینمای ایران  (مهدی فتحی)=بازیگر فیلم بازگشت کازاناوا  (الن دلون)=بازیگر فیلم بی خداحافظی  (محمد رضا فروتن)=بازیگر فیلم پاداش  (حسن معجونی)=بازیگر فیلم عروس افغان  (حسین یاری)=بازیگر فیلم قلقلک  (رضا شفیعی جم)=بازیگر فیلم کتابخوان  (کیت وینسلت)=بازیگر فیلم گلهای داودی  (داود رشیدی)=بازیگر فیلم مجلس رقص هیولا  (هالبری)=بازیگر فیلم مرد بارانی  (تام کروز)=بازیگر کمدی  (کمدین)=بازیگر لج و لجبازی  (سیاوش خیرابی)=بازیگر مرد فیلم از دور دست  (کوروش تهامی)=بازیگر مرد فیلم زندگی شیرین  (جواد رضویان)=بازیگر مطرح ایرلندی  (دانیل دی لوئیس)=بازیگر نقش جمیل  (سلطانی)=بازیگر نقش جهان پهلوان تحتی  (فریبرز عربنیا)=بازیگر نیاز  (شهره لرستانی)=بازیگر هالیوودی فیلم اژدهای سرخ  (رالف فاینس)=بازیگر هالیوودی فیلم تازه کار  (مارلون براندو)=بازیگر فیلم لوژیون  (دنیس کواید)=بازی نفس گیر (زو)=بازی های ورزشی هرچهار سال یکبار در یک کشور  (المپیک)=باستان  (کهنه- گذشته- دیرینه- قدیمی- تاریخی)=باستان شناسی (آرکئولوژی)=باستان شناس انگلیسی که قبر توتانخامون را کشف کرد  (هاورد کارتر)=باستیل  (قلعه- دژ)=باسک  (خمیازه - دهن دره-فاژ)=باسکول  (قپان- ترازوی بزرگ)=باسلیق  (شاهرگ بازو)=با سواد  (ملا)=با شام  (پرده- پرده در)=باشامه  (چادر- چارقد- روسری زنان)=باشرم  (آزرمگین) =باشگاه فوتبال فرانسوی  (لیون)=باشه (واشک- قرقی - هیلا)=باشی  (سردار- سردسته -سرور)=باصر  (بینا- بیننده)=باطن  (پنهان- درون چیزی) =باغ افلاطون  (اکادمی)=باغ انار (نارستان)=باغ شیرین  (یکی از سی لحن باربد) =باغ و بوستان و زراعت (بن- حدیقه- آبسال)=بافت  (تار و پود- نسج)=بافت شناسی (فیزیولوژی)=بافتی که دچار شیمر شده (ناهمسان)=باقر  (شکافنده- گشاینده- لقب امام پنجم)=باقلا  (کوسک-کالوسک)=باقلای مصری (ترمس)=باقلوا (لوزینه)=باقی جان (نا)=باقیمانده  (تتمه)=باکتری  (میکروب- موجود ذره بینی)=باکتری حصبه (سالمونلا)=باکتری شناس (میکروبیولوژیست)=باکتری شناسی  (باکتریولوژی)=باکتری های مولد بیماری تب مواج  (بروسلا)=باکر  (بامداد) =با گوشه چشم اشاره کردن (لمز)=بال - بالن  (وال)=بالا آمدن آب دریا  (مد)=بالابان   (طبل- دهل- کوس- تبیره)=بالا پوش بلند  (ردا)=بالاترین نقطه  (اوج)=بالا خانه (ورواره - وروار)=بالار  (شاه تیر سقف)=بالانس  (ترازو)=بالای دیوار (سرلاد)=بالای زانو  (ران)=بالای فرنگی  (آپ)=بالای لاتین  (آپ)=بالش  (متکا- مسند- تکیه گاه)    =بالشتک نان پزی (هرا)=بالشتک لغزشی  (یاتاقان)=بالغ  (رسا)=بالکن  (ایوان- مهتابی- تراس)=بال مرغ (کنف)=بالندگی (انما)=بالو  (زگیل - آزخ)=بالوایه   (پرستو)=بالین  (بستر- نهالین)=بام  (سقف)=بامبو (نی هندی)=بامداد  (صبح زود)=بامس (گرفتار)=بامه  (ریش بلند و انبوه - مرد ریش دراز)=باند  (نوار - رشته - لفافه)=باند قرمز در کاراته (اکانی)=بانکروت (ورشکست - نقص عهد)=بانگ -آواز- فریاد  (غو- غریو- صیحه- صدا)=بانگ بلند  (گلبانگ)=بانگ جغد (زقو)=بانگ حیوانات درنده  (هرا)=بانگ شتر (هدیر)       =بانگ قمری  (وت)=بانگ کبوتر (هدیل)=بانک کردن کلاغ (نعیق)=بانگ نماز  (اذان) =بانگ وزغ ( وغ )=بانوی انگلیسی  (لیدی)=بانوی چراغ بدست  (نایتینگل) =بانوی خوشنویس قرن سیزدهم (مریم بانو)=بانوی شاعر آمریکای  (امیلی دیکنسون)=بانوی فرانسوی  (مادام)=بانوی کاشف خاصیت رادیو اکتیو  (مادام کوری)=بانوی نقاش معاصر ایرانی  (ایران درودی)=بانوی نویسنده انگلیسی رمان خرمگس  (اتل لیلیا نوینیچ)    =بانوی هندی(ساتی)=بانی  (موسس- بنیانگزار)=بانی باغ شاهزاده ماهان (محمد حسن خان سردار)=بانی ترکیه  (آتا تورک)=بانی زبان اسپرانتو (لودویک زامنهو)=بانی شعر نو  (نیما)=بانی صلیب سرخ جهانی  (هانری دونان)=بانی فرانسوی هندسه تحلیلی (رنه دکارت)=بانی مذهب بودا (گوتامابودا)=بانی مذهب پروتستان  (لوتر)=باور  (یقین - اعتقاد- عقیده)=باوقار (جنتلمن- نیکو منش- متین- نجیب)=باهار  (ظرذف - کاسه - خنور)=باهر  (روشن - درخشان)=با هرج می آید  (مرج)=باهک  (شکنجه- آزار)=باهم دعوا کردن  (تداعی) =باهوش (آژیر- محتاط -- ویرا- داهی)=بای  (ثروتمند- مالدار - چیز دار)=بایا  (ضروری- واجب - لازم)=بایر  (ویران- فساد- خراب- زمینی که در آن زراعت نکنند)=بایع  (فروشنده)=بایقوش  (جغد- بوم- بوف)=با یکدیگر آراسته شدن  (تناسق)=بایکوت  (تحریم - تهدید به مرگ)=بایگان  (نگدارنده)=بئر  (چاه)=بت  (صنم- بغ)=بتانیک  (گیاه شناسی - نبات شناسی)=بت پرست  (انیمیست)=بتکده  (نگا - بت خانه)=بتکده ای در هندوستان که سلطان محمود فتح کرد(سومنات)=بتو  (قیف)=بتول  (پاکدامن)=بتون  (ساروج- گل آهک- شفته)=بتون آرمه  (بتون مسلح)=بت ها  (اصنام)=بتیا  (سینه)=بتیار  (رنج - مشقت- محنت)=بتی در عصر جاهلیت  (لات - منات- هبل)=بث  (برانگیختن غبار- فاش کردن خبر)=بجا آوردن  (ادا)=بج  (درون دهان - توی دهان- لپ)=بجا  (در خور - شایسته- لایق- در حق)=بجکم   (ایوان -صفه- خانه تابستانی)=بچشم دیدن  (رای العین)=بچه  (کودک - فرزند - طفل)=بچه از خود راضی  (لوس- ننر)=بچه ترسان  (لولو)=بچه چهارپایان (نتاج)=بچه پلنگ (هرماس)=بچه دان (یارک)=بچه دزد معروف (آل)=بچه شتر مرغ (حتک- ناقه)=بچه شرور (تخس)=بچه شیر (شبل)=بچ  (لب، توی دهان ، درون دهان )=بحر (زو)=بحار  (دریاها)=بحرالغرایب  (کاراییب)=بحران  (آشفتگی - تغییر حالت)      =بخ   (برای مدح و اظهار خشنودی و بمعنی زه،خوشا و آفرین)=بخار (ابخره- گاز)=بخار دهان  (ها)  =بخاری برقی (هیتر)=بخت  (طالع- نصیب- بهره - اقبال- شانس)=بخت آزمایی  (لاتار)=بختو  (رعد - تندر)=بخته  (فربه - چاق)=بختیار  (خوشبخت - سعادتمند)=بختیار و ثروتمند  (دولتمند)=بختی  (شتر قوی هیکل)=بخجد  (ریم- چرک- ریم آهن)=بخرد  (عاقل- هوشیار- خردمند - دانا)=بخس  (ناقص - کم - اندک)=بخش آشتیان (نادر آباد)=بخشایش گناه مردم از سوی خدا  (آمرزش)=بخشاینده و عفو کننده  (بخشایشگر)=بخش تنگستان (دلوار)=بخش دوم ازمعده گوسفندان  (نگاری)=بخش سواد کوه (دراسله)=بخشش (هبه- نوال- کرم- سخا)=بخش عمده شن و ماسه (سیلیس)=بخش کردن  کلمات  (هجا)=بخش گوش بیرونی  (نرمه)=بخش متحرک میز  (کشو)      =بخشنده و سخی  (جواد)=بخشی از آذربایجان  (آران)=بخشی از آستوریاس اسپانیا  (نابا)=بخشی از اسکندر نامه نظامی  (شرف نامه)=بخشی از انگلستان  (بریتانیا)=بخشی از اوستا(نسک- یشت- وندیداد)=بخشی از دستگاه عصبی  (بصل النخاع)=بخشی از سیستم فرمان که چرخها را به اکسل وصل می کند  (سگ دست)=بخشی از شبانه روز (تسو)=بخشی از شهر کرج  (حصارک- گلشهر)=بخشی از شهسوار  (نشتا)=بخشی از فلسفه ارسطویی  (مابعد والطبیعه)=بخشی از مغز  (مخ - تالاموس)=بخشی از موتور الکتریکی  (روتور)=بخشی از کلیبر در آذربایجانشرقی  (آبش احمد)=بخشی از هریس در آذربایجانشرقی  (خواجه)=بخل  (زفتی- خست- ضد کرم)=بخل ورزیدن (ضنت)=بخور  (رنگ خاکستری سیر)=بخون  (ستاره مریخ- بهرام)=بخیل (شح- نحناح - مناع- خسیس)=بخیه (شلال- کوک- آجیده)=بخیه خیاطان (کن)=بخیه درشت (کن- شلال)=بخیه لباس (کوک)=بد  (چاره و گزیر،عوض و جدایی و بمعنی بت وبتخانه نیزمی آید).=بد اخم (عبوس-عباس- ترشرو- بدخو- اخمو)=بد اندیش (بدسگال- بد دل)=بدایت (آغاز)=بدبخت (شقی- تیره روز)=بدبختی و بیچارگی  (ادبار- شقاوت)=بدبده (ورتیج- کرک- بلدرچین- بدبدک)=بدبو  (متعفن- گندیده - بویناک)=بدبوی (نتن)=بدتر  (اسو)=بدترکیب و زشت صورت  (عفریته)=بد خو (خشمگین)=بد خواه  (حسود)=بددل  (غر)=بدرود  (وداع- خداحافظی)=بدره  (کیسه زر- همیان)=بد سگال  (بد اندیش- بد خواه)=بد عاقبت (نافرجام) =بدعت (نوآوری) =بدگو (لماز)=بدگویی  (هجا)=بدل از غسل و وضو  (تیمم)=بدلکار فقید در سال 88  (پیمان ابدی)=بد منظر و زشت رو  (دمیم)=بدن  (تن- کالبد- جسم)=بد نام  (بی آبرو- رسوا)=بدن حیوان مرده  (لاش)=بدون درنگ  (زود- سریع)=بدون قانون  (هرت)  =بدون موی  (لغ) =بدی (آک- شر- فساد)=بدیع (نغز- تازه - نو)=بذر  (تخم- دانه)=بذر کتان (یانه)=بذل  (عطاء- کرم- بخشش)=بذله گو  (شوخ)=بر  (ثمر- میوه- بغل - آغوش- بیابان- صحرا)=برآمدگی جلوی زین (قربوس)=برآمدگی زمین  (رش)=برابر یکسال  (دوازده ماه)=برادران  (اخوان)=برادران انگلیسی در دربار صفویان  (شرلی)=برادران مخترع سینما  (لومیر)=برادر پدر  (عم)=برادر خودمانی  (داداش)=برادر رستم (شغاد- زواره)=برادر شیرازی  (کاکا)=برادر فریدون پیشدادی  (کیانوش)=برادر کمبوجیه (بردیا)=برادر کورش (بردیا)=برادر مازندرانی  (برار)=برادر ناپلئون (لوسین)=براق  (نام اسبی  که حضرت محمد در شب معراج بر آن سوار شد)=براق کننده پارچه  (آهار)=برانشی   (آبشش)=برانکار  (تخت روان- تخت بیماران و مجروحین)=برانگیخته  (منبعث)=براوو  (آفرین - مرحبا)=برای بیان نفرت بکار می رود  (اف)=برای درمان کم خونی استفاده می شود  (اسید فولیک)=برای گرفتن توپ در فوتبال میروند  (تکل)=بربط  (عود- یکی از آلات موسیقی شبیه تار)=برج  (کوشک- قلعه)=برجاس  (آماجگاه - هدف- نشانه تیر)=برجستگی زیر کفش فوتبال  (استیک)=برجستگی لاستیک ( آج) =برجستگی ته کفش (آج)=برجستگی زیر شانه کت (اپل)=برجستگی زیر گونه  (لپ)=برجسته ترین اثر سینمایی روسیه (چهل و یکمین)=برجسته ترین فرمانده فرانسه (توگلا)=برج حمل (بره)=برج فرانسه  (ایفل)=برج کبوتر (ورده)=برجیس  (ستاره مشتری)=برچسب  (انگ- اتیکت)=برچسب روی چیزی  (اتیکت)=برچسب روی کالا (بارکد)=برخاستن  (قیام)=برد  (سرما- سردی)=برداشت محصول  (درو)=بردبار (شکیبا- حلیم- صبور)=بردک  (لغز - چیستان- افسانه)=بردگی  (رق- یوغ)=برد معروف  (یمانی)=برده  (رهی- غلام- نوکر- کنیز- بنده زر خرید)=برده کردن (اسر)=بردیای دروغین (گیومات)=برد یمانی   (پارچه کتانی منسوب به یمن)=بررسی  (وارسی- رسیدگی- مطالعه- تحقیق)=برز  (قد- قامت- بالا)=برز  (کار - عمل- کشت - زراعت- ورز)=برزگر (ورزه- ورزکار- کشاورز- زارع)=برزن  (کوی- محله - کوچه)=برس  (شت- مهار- مهار شتر- ماهوت پاک کن- مسواک- قلم موی درشت)=برس اسب  (قشو)=برسام  (ورم سینه)=برش خربزه  (قاش)=برش کنگره ای (دالبر)=برش سینمایی (کات)=برغمان  (مار بزرگ- اژدها)=برغول  (گندم نیم کفته)=برف ریزه  (بژ)=برفک  (مرضی دراطفال با با دانه ها و جوشهای سفید)=برق را از کوئل به دلکو موتور خودرو می رساند  (وایر)=برقرار  (دایر)=برقع  (روبند- نقاب)=برق مثبت  (فاز- آند)=برق منفی  (نول)=برکت (ری)=برکت سفره  (نان)=برکه  (تالاب- حوض آب- استخر کوچک)=برگ  (ورق)=برگ برنده  (آس)      =برگ درخت (رق)=برگزیده  (زبده- سرآمد)=برگزیده از هر چیز  (وتره)=برگه  (فیش)=برگه  (تکه های خشک شده هلو)=برگه کاغذ  (ورق)=برگه های انتخاباتی  (آرا)=برلیان  (درخشان - براق- شفاف - الماس)=برمه سابق  (بیرمانی)=برنا  (جوان)=برناس  (غافل- نادان- خواب آلود)  =برنج  ( رز- ارز )=برنج پست (چمپا)=برنج شوشتری (کات)=برنج فروش  (رزاز)=برنج نکوبیده (شلتوک- شالی)=برنج هندی  (نتن)=برنداف  (تسمه- دوال-روده)=برنده  (تیز)=برنده آلمانی جایزه نوبل در سال 1923   (گوستاواسترسمان)=برنده آمریکایی نوبل ادبی سال1948 (الیوت)=برنده اسکار 1989 برای فیلم رنگ پول  (پل نیومن)=برنده اسکار1957بهترین کارگردانی برای فیلم لورنس عربستان  (دیویدلین)     =برنده اسکار 2001 بهترین بازیگری مرد   (راسل کرو)=برنده اسکاربهترین بازیگر مرد سال 2008  (دانیل دی لوئیس)=برنده اسکار 2002 بهترین بازیگر نقش اول زن  (هال بری)=برنده اسکار2006 بهترین کارگردانی  (آنگ لی)=برنده اسکار کارگردانی سال1975 میلادی  (میلوش فورمن)=برنده اسکار2002 میلادی بهترین موسیقی متن فیلم ارباب حلقه ها  (هاواردشور)=برنده جایزه ادبی 1934پولیتزر   (سارویان) =برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن برای بازی در فیلم بی پولی  (لیلا حاتمی)=برنده سیمرغ بلورین نقش اول زن  (هنگامه قاضیانی)=برنده نخستین جایزه صلح نوبل در سال1914  (ژان هانری دونان)=برنده نوبل 1929   (توماس مان)=برنده نوبل ادبی  1982  (گابریل گارسیا مارکز)=برنده نوبل 1984 ادبیات  (الیوت)=برنده نوبل 1992 ادبیات  (درک والکوت)=برنده نوبل 2008 ادبیات  (لوکل زیو)=برنده نوبل 1923 پزشکی  (جان ماکلوید)=برنده نوبل 1924 پزشکی  (ویلهلم اینتهوون)=برنده نوبل 1903 شیمی  (هانری بکرل)=برنده نوبل 1907 شیمی  (رادرفورد)=برنده نوبل 1911 شیمی  (مادام کوری)=برنده نوبل 1920 شیمی از آلمان  (والتر نرست)=برنده نوبل 1979 صلح   (مادرترزا)=برنده نوبل 1901 فیزیک  (رونتگن)=برنده نوبل 1932 فیزیک  (ورنرهایزنبرگ)=برنده نوبل 1987 فیزیک  (کارل الکساندر مولر)=برنده و قاطع (بات)=برنس  (کلاه دراز-کلاه درویشی- برکی)=برنگ  (جرس- درای- زنگ- کلید- کوبه در خانه)=بروشور  (دفترک)=بروفه (کمربند- دستار- شال دور کمر)=برهان  (دلیل- حجت)=بره شش ماه   (شیشک)=برهنه (روت- رت- لخت- عریان)=بری بری  (بیماری کمبود ویتامین B)=برید  (قاصد- چاپار- نامه بر)=بریدن از بیخ  (حذ)        =بریدن سر قلم (قط )=بزاز  (پارچه فروش)=بزاق  (قشا- خدو- آب دهان)=بزباش  (آبگوشت سبزی)=بزدل  (ترسو- کم جرات)=بزرگ  (گت - گط)=بزرگان طایفه  (بیگلر)=بزرگ ایل (بکتاش)=بزرگترین استان افغانستان  (هلمند)=بزرگترین جزیره در دریای کارائیب  (کوبا)=بزرگترین جزیره ژاپن  (هونشو)=بزرگترین دریاچه آفریقا (ویکتوریا)=بزرگترین دریاچه ایران  (کاسپین)=بزرگترین دریاچه جهان  (خزر)=بزرگترین دریاچه آب شیرین جهان (سوپریور)=بزرگترین رودخانه استان همدان  (گاماسیاب)=بزرگترین شرکت نرم افزاری کامپیوتر  (مایکروسافت)=بزرگترین شهر تانزانیا  (دارالسلام)=بزرگترین شهر عربستان  (جده)  =بزرگترین شهر مراکش  (کازابلانکا)=بزرگترین شهر نیجریه  (لاگوس)=بزرگترین دریاچه ایران (کاسپین)=بزرگترین رود آمریکا  (می سی سی پی)  =بزرگترین قاره  (آسیا)=بزرگترین قله قاره آمریکا  (اکونکاگوا)=بزرگترین قمر سیاره نپتون  (تریتون) =بزرگترین نابغه پویا سازی در جهان  (والت دیسنی)=بزرگ گروه (سر میر)=بزرگ منشی   (نب)=بزرگوار (ماجد)=بزرگواران (کرام)=بزرگواری (علا) =بزرگواریها  (تکارم)=بزرگ و تناور   (جسیم)=بزرگ و فرمانده گروه  (سرمیر)=بزرگی و شکوه (مهابت- ابهت- عظمت)       =بز پیر (شاک)       =بزغاله (جدی)=بزک  (آرایش- توالت)=بز کوهی ( کل ) =بز نر (شاک)=بزه و گناه  (حرج)          =بژ  (برف ریزه که در شب های  زمستان به زمین می ریزد).=بساط  (فرش- گستردنی)=بساک (تاج گل- افسر)=بستان افروز  (گل تاج خروس)=بستانکار (داین- طلبکار)=بستر (نهالین- بالین)=بستن   (رتق)     =بستن چیزی بر جراحت : (ضماد)=بستو  (سبو- کوزه سفالی-بستک)=بسته کننده شکاف (راتق)=بسد  (مرجان)=بسل  (گاورس)=بسیار (جرار - انبوه- زیاد- فراوان)=بسیار با هوش  (نابغه)=بسیار خوار (کرزم)=بسیار خونریز (سفاک) =بسیار دشنام دهنده (شتام)=بسیار رحم کننده  (ارحم)=بسیار سرزنش کننده  (لوام)=بسیار عظیم  (سترگ)=بسیار کشنده  (قتال)=بسیار کوچک  (فسقلی)=بسیاری  (بسی- بسا)    =بش  (کاکل - یال اسب- پش و فش - بند و بست)=بش   (پنج ترکی)=بشر  (آدم)=بشقاب بزرگ  (دوری- دیس)=بشک  (شبنم)=بشکم  (ایوان- صفه- بارگاه- خانه تابستانی)=بشکه ساز  (کواب)=بصل (پیاز)=بط  (مرغابی - اردک)=بطانه  (آستر-آستر لباس)=بعل  (شوهر- نام بتی بوده)=بعید  (دور)=بعیر  (شتر)=بغ  (خدا- ایزد- به معنی بت هم آمده- فغ)=بغرنج  (مشکل- پیچیده)=بغض   (کینه - دشمنی)=بغل  (پهلو- آغوش- کنار- بر)=بق  (پشه - ساس)=بقال  (خواربارفروش)=بقیه و دنباله  (ادامه)=بغل سینه و آغوش  (کش - بر)   =بق (پشه)=بقچه لباس  (رزمه)=بک  (وزغ،غوک، قورباغه- پشت و دنبال-پشتیبان )=بکاء  (گریه کردن- گریستن)=بکتاش  (بزرگ ایل)=بکران  (ته دیگ- پلو)=بکم  (ابکم- گنگ)=بلبل (هزار- عندلیب- هزار دستان)=بل  (حرف عطف- بلکه)=بل   (سنجد)=بلاج  (بوریا - حصیر)=بلارج  (لک لک)=بلاغت  (فصیح بودن- رسای سخن- شیوایی سخن)=بلال  (ذرت) =بلدرچین (وشم - کرک- وخلیج- بدبدک- کرک- سمانه)=بلبل  (هزار- عندلیب-هزاردستان-زند باف- زند خوان)=بلدیه  (شهرداری)=بلسک  (پرستو)=بلشک   (سیخ کباب)=بلع  (فرو بردن غذا)=بلکس  (سر دیوار - کنگره دیوار)=بلکک  (آب نیمه گرم - ولرم)=بلم (لتکا- کرجی- زورق- قایق کوچک)=بلند پایه (ورجاوند- سامی)=بلندترین سد خاورمیانه  (سد دز)  =بلندترین قله آتش فشان در آسیا (کین تجا)=بلندترین قله افغانستان  (نوشاخ)=بلندترین قله قاره آمریکا  (اکونکاگوا)=بلندترین قله قاره افریقا  (کلیمانجارو)=بلندترین قله کوههای خراسان  (بینالود)=بلندترین قله نیم کره غربی  (آلنگا)=بلند طبعی  (مناعت)     =بلند مرتبه (سامی- ورجاوند- ارجمند)=بلندی آسمان  ( عرش)=بلندی سیستان (کوه سیاه بندان)=بلندی و رفعت (سمو)=بلوچ  (تاج خروس)=بلور  (کریستال)=بلوری شدن اجسام  (تبلور)=بلی  آلمانی  (یا)=بلی روسی  (دا)=بلیت   (پته)=بلیغ  (فصیح- رسا)=بم  (صدای پر و درشت)=بن  (بیخ- بنیاد)=بن (قهوه) =بن آستین (ردن)=بنان  (موز- انگشتان- سر انگشتان)=بنای آجری تاریخی در شهر ری متعلق به سده 75 هجری  (برج طغرل)=بنای پشت به آفتاب  (نش- نسار)=بنای تاریخی داربگرد در آنجاست (داراب)=بنای تاریخی عصر صفوی در جنوب بهشهر  (چشمه عمارت)    =بنای گچ بری شده  (مقرنس)=بنایی در بیت المقدس با  گنبدی طلایی که نزدذ عامه مردم به اشتباه مسجدالاقصی تلقی میشود  (مسجد قبه الصخره)=بنایی در فرانسه که در سال 1535 ساخته شد. (کاخ سن ژرمن)=بناهای باستانی در فلات مرکزی ایران به شکل احجامی پله پله مانند  (زیگورات آشور)=بنت  (دختر)=بنجاق- بنچاق  (قباله- سند)=بندار  (مایه دار- سرمایه دار)=بند باز  (آکروبات)=بند پای زندانیان  (غل- لگ)=بندر اکوادور  (سالیناس)=بندر روسیه در قطب شمال  (آرخانگلسک)=بندرول  (بندیل)=بندری در آمریکا  (شیکاگو)=بندری در انگلستان  (لیورپل)=بندر نروژ در قطب شمال  (برگن- تورنتهایم)=بندری در اسپانیا  (مالاگا- والنسیا)=بندری در استرالیا  (سیدنی)=بندری در اکوادور (سالیناس)=بندری در اوکراین  (یالتا- ادسا)=بندری در ایتالیا (جنوا)=بندری در بلغارستان  (وارنا)=بندری در برزیل  (ریودوژانیرو)=بندری در بوشهر  (کنگان- گناوه)=بندری در پرو  (کالائو)=بندری در ترکیه (آدانا- ازمیر- استانبول)=بندری در جنوب چین  (ماکائو)=بندری در جنوب شرقی چین  (ماکویا)=بندری در جنوب فرانسه  (مارسی)=بندری در چین  (دالیان- شانگهای)=بندری در ژاپن  (یوکوهاما)=بندری در سوئد  (مالمو)=بندری در عراق  (فاو- بصره)=بندری در غرب کانادا (ونکوور)=بندری در فرانسه  (لیون- مارسی)=بندری در قبرس  (لیماسول)=بندری در کانادا  (ونکوور)=بندری در کره جنوبی  (پوسان)=بندری در مصر (اسکندریه)=بندری در نروژ (برگن)=بندری در هلند  (روتردام)=بندری در هند  (بمبیی)=بندری در یونان  (سالونیک)=بندگی (رق - یوغ- اسارت)=بند نگاری  (ارترو گرافی)=بند نوشته  (پاراگراف)=بند و زندان  (غل- لگ)=بند و کمند  (پالهنگ)=بنده زر خرید  (قن)=بنده و غلام  (گرا- رهی- عبد)=بندی  (اسیر - زندانی- دربند- گرفتار)=بندی خانه  (زندان)=بنشن  (خواربار از قبیل نخود- لوبیا- ماش- عدس)=بن لاد  (پای دیوار)=بنو  (خرمن- توده چیزی)=بنوان  (نگهبان خرمن- نگهبان کشتزار)=بنو سرخ  (عدس)=بنو سیاه (ماش)=بنون  (پسران)=بنی اسرائیل  (اولاد حضرت یعقوب)=بنیاد  (بیخ- پایه- اصل- شالوده- پی- دیوار)=بنیان  (شالوده- اس- پی- اساس)=بنیانگذار پرستاری علمی مدرن (فلورانس نایتینگن)=بنیانگذار جبر (ابو جعفرمحمد بن موسی خوارزمی)=بنیانگذار حزب کمونیست شوروی  (لنین)=بنیانگذار دانش استاتیک (ارشمیدس)=بنیان گذار ژنتیک (ژوهان مندل)=بنیانگذار شرکت ژاپنی پاناسونیک  (مات سوشی تا)=بنیانگذار شنای پروانه  (هنری مایز)=بنیان نهادن  (تاسیس)=بنیه  (نهاد- فطرت- وجود)=بو (ند)=بو  (پوست شتر بچه که آنرا پر کاه می کنند)=بوآ  (مار بزرگ)=بواب  (نگهبان در- دربان)=بوب  (فرش - بساط - هر چیز گستردنی)=بوبه - بوبک- بوبو   (شانه به سر)=بوبین  (قرقره - ماسوره)=بوته گیاه (بیاره)=بوتیمار (ماهی خوار - غمخوارک)=بوجار  (غلات پاک کن)=بور  (طلایی رنگ)=بوران  (سرمای سخت و باد شدید)=بورانی  (خوراکی از اسفناج)=بوریا و حصیر (فدره- بلاج)=بوزه  (ابجو)=بوزینه  (انتر- میمون)=بوس  (سختی - فقر)=بوستان  (باغ- گلستان)=بوف  (بوم- جغد)=بوقلمون  (حرباء - پیل مرغ)=بوکسور  (مشت زن)=بوکسورسیاهپوست  (کلی)=بوکند  (لبلاب - عشقه)=بوم (بوف - جغد- سرزمین- جا- شهر- ماوی)=بوی خوش (نکهت)=بوی پشم سوخته   (کز)=بوی تند گوشت خام (زهم)=بوی رطوبت  (نم- نا)=بوی عنبر (شاهبو)=بوی گوشت  (زهم)=بوی ماندگی (نا)=بهادر و یل  (پهلوان- شجاع- دلیر- دلاور) =به اسیری گرفتن (اسر)=بهانه  (عذر)=بهانه جویی  (نق) =بها و قیمت (اخش- ارزش-  نرخ)=به پدر خود شبیه شدن  (تصیر)=بهتان  (تهمت- افترا)=به تصرف در آوردن (انتزاع)=بهت و حیرت (کپ)=بهجت  (شادمانی- سرور- خرمی- شادابی)=به چشم دیدن  (رای العین)=به حقوقی گویند که فقط به اتباع داخله کشوری تخصیص داده شده و برای بهره مند شدن از آن باید تابعیت آن کشور را داشت  (حقوق سیاسی)= به خصوص و به ویژه  (لاسیما)=به دست آوردن توپ در بستکبال  (ریباند)=به دنیا آوردن (زا)=به راستی  (صادقانه)=بهرام  (ستاره مریخ- نام فرشته ای)=بهرامج  (بید مشک)=بهرامن  (یاقوت سرخ)=به راه راست بودن (سداد)=به رنگ تیره (ساج گون)=به رنگ قیر  (قیرگون)=به رو خوابیده (دمر)  =بهره (نوال- نصیب- سهم - قسمت- سود- فایده- حصه)=بهره مند (غانم- حظ- متمتع)=به شده از بیماری  (مبتل)=به شکم خوابیده  (دمر)=به شمار آوردن (عد- احتساب- شمردن)       =به شیوه اشراف (لردی)=بهشت (خلد- مینو- جنت- عدن- دارالسرور-فردوس)=بهشت اروپا (سوییس)=بهشت شداد  (ارم)=به دندان گرفتن  (گاز)=به عقب راندن  (دفع)=به کمک آن برقدار بودن مدار الکتریکی تشخیص داده می شود  (فازمتر)=بهلول  (خنده رو)=به معنی سرپرست اصطبل هم آمده  (مهتر)=به مرحوم گویند  (شادروان)=به مکتب نرفته و درس نخوانده  (امی)=به ویژه  (لا سیما)=به همراه بردن وسیله ای پشت وسیله خود  (یدک کشی)=بهمنجه  (جشن ایرانیان قدیم در دوم بهمن)=بهو  (ایوان- کوشک- بالا خانه)=به یقه پیراهن می زنند  (آهار)=به یکدیگر نزدیک شدن  (تدانی)=بی   (حرف نداری- علامت نفی)=بی آبرو  (رسوا)=بیابان  (بر- هامون- صحرا- بیدا)=بیابان بی آب و علف  (چول- یولاخ)=بیات  (نان شب مانده)=بیاره  (بوته)=بیاض  (سفید)=بیان  (تاکید)=بیان و تشریح معنی آیات قرآن  (تفسیر)=بی ایمان (هرهری- مرتد- ملحد)=بئر (چاه)=بی بی  (کدبانو- خاتون- مادر بزرگ- جده)=بیت  (خانه)=بیت الحرام  (کعبه- خانه خدا)=بی ترسی و اطمینان (امن)=بیتوته کردن  (مبیت- شب ماندن در جائی)=بیجاده  (کهربا)=بیچاره  (بینوا- درمانده- ناگزیر)=بیچارگی و بدبختی (ادبار)=بی چیز و تهی دست (ناک)=بی حس (کرخت- لس)=بی حیا (آپارتی)=بیخ درخت (اروم)=بیخ سوسن  (ایرسا)=بید (پت)=بیدا  (بیابان- فلات)=بیداد  (ظلم- ستم- تعدی)=بیدار (ساهر)=بیدخت  (ستاره زهره- ناهید)=بیدق  (یکی از مهره های شطرنج)=بی دین (زنداق- زندیق- لائیک)=بی رحم (سفاک)=بیرق  (پرچم- علم- رافت- لوا)=بیرم  (میله آهنی ضخیم- دیلم- اهرم)=بیرون رفته گان از دین (خوارج)=بی زبان  (لال)=بیست و نهمین سوره قرآن  (عنکبوت)=بیست و یکمین سوره قرآن  (انبیا)=بی سواد  (امی)=بیشترین گاز موجود در جو زمین (نیتروژن)=بیشمار (- نهمار - بی مر - لایعد- بی حساب- بی اندازه)=بیشه (عرین- جنگل- نیستان)=بی صدا می کشد  (سم)=بیض (تخم- تخم مرغ)=بیطار (دامپزشک)=بی طالع و بدبخت  (سگار)=بیع  (خرید و فروش)=بیعانه (ربون- آوانس- پیش بها)=بیغار (طعنه- سرزنش- ملامت)=بیغال (نیزه- پیکان)=بی غل و غش  (سره)=بی غوله  (کنج- گوشه)=بی فرزند گشتن  (اهبال)=بی قراری (تپ- نا آرامی)=بیکاره (لش)=بی کس  (تنها)=بی کفایت  (نالایق)=بی گناه (بری)=بیگم  (خانم - بانو- خاتون)=بیل (انگز)=بیلان  (ترازنامه)=بیم  (ترس - هراس- خوف)=بیمار در حال جان کندن (محتضر)=بیمارستان (هروانه)=بیمارستانی در تهران  (اراد)=بیمار نمایی   (تمارض)=بیماری  (دا- مرض- ناخوشی)=بیماری آب سیاه (گلو کوم)  =بیماری اختلال دستگاه عصبی (پارکینسون)=بیماری التهاب سینوس  (سینوزیت)=بیماری التهاب مثانه (سیستیت)=بیماری التهابی حنجره (خروسک- لارنژیت)=بیماری التهاب کبد  (هپاتیت)=بیماری التهاب مخاط معده  (گاستریت)=بیماری افریقا (ابولا)=بیماری بروسلوز (تب مالت)=بیماری پوستی (جرب -برس - پیس- اگزما)=بیماری پوستی حاد  (زونا)=بیماری پوستی مزمن خود ایمنی  (پسور یازیس)=بیماری پوکی استخوان (استیوپوروز)=بیماری تب نوبه  (مالاریا)     =بیماری تنفسی (برونشیت- آسم)=بیماری تورم پرده های مغز  (مننژیت)=بیماری توهم  (پارانویا)=بیماری تیفوس (حصبه - محرقه)=بیماری جلدی (گال)=بیماری چشم (تراخم)=بیماری چینی  (سارس)=بیماری خاموش  (پوکی استخوان)=بیماری خون روش (هموفیلی)=بیماری خونی ارثی  (تالاسمی)=بیماری درد مفاصل (رماتیسم)=بیماری دشواری بلع  (دیسفاژی)=بیماری روان گسیختگی  (شیزوفرنی)=بیماری روحی  (روانی)=بیماری ریزش موی بدن (گر)=بیماری ریوی  (سل)=بیماری سودا  (مالیخولیا)=بیماری سیاه زخم (شاربن)=بیماری شاربن  (سیاه زخم)=بیماری شاهان  (نقرس)=بیماری ضعف اعصاب (نورا سنتی)=بیماری عفونت ریه  (پنومونی)=بیماری عفونی که زخمی موضعی بتدریج روده و ریه را در بر می گیرد  (سیاه زخم)=بیماری عفونی جانوران نشخوار کننده  (سیاه زخم)=بیماری عفونی میکروبی ریه ها  (ذات الریه)=بیماری عفونی ناشی از ورود باکتریهای خاک به بدن  (کزاز)=بیماری غده هیپوفیز  (آکرومگالی)=بیماری غمباد  (گواتر)=بیماری فلج اطفال (پو لیو میلیت)=بیماری کاتاراکت (آب مروارید)=بیماری کزاز (تتانس) =بیماری که نام دیگر آن پژواک گویی است (اکولالی)=بیماری کلیوی (اورمی)=بیماری کم خونی (آنمی)=بیماری کمبود پروتئین (کواشیورکور)=بیماری کمبود ویتامین آ (گزروفتالمی)=بیماری کمبود ویتامین ب یک (بری بری)=بیماری کور رنگی (دالتونیسم)=بیماری کوفت  (آتشک)=بیماری گرمسیری که در اثر گزش پشه آنوفل بروز میکند  (مالاریا)=بیماری گواتر (غمباد)=بیماری لقوه (پارکینسون)=بیماری مسری و خطرناک  (سل)=بیماری نرمی استخوان (راشی تیسم)=بیماری و مرض ( دا )=بیماری ویروسی تورم غده های بزاقی ناحیه بناگوش  (اوریون)=بیمر  (بیشمار- نهمار- لایعد- بی اندازه)=بی مغز  (کاوک)=بی مو  (تاس)=بین  (وسط- میان- لا)=بین المللی و جهانی  (انترناسیونال)=بینایی سنجی (اپتومتری)=بی نظمی  (آنارشی)=بی نظمی ضربان قلب (اریتمی)=بینوا (بائس- فقیر- بی چیز- صعلوک)=بی نهایت (نهمار)=بینی  (دماغ)=بینی بریده (اجدع)=بینی روسی  (نف)=بینی ها (آناف)=بیو تکنولوژی  (زیست فناوری)=بیو سیستماتیک  (زیست سامان)=بیو گراف  (شرح حال نویس- تذکره)=بیو لوژی  (زیست شناسی) =بی وفا (غدار)=بی وفایی (کیسان)=بی وقار (سبکسر - لوالو)=بیوه  (کالم- زن شوهر مرده)=بیهوده و گزاف (طامات- مهمل- بی معنی- خنج)= بی هوشی شدید  (کما)=بی هوشی (غش)